معاونت فرهنگی دانشجویی - دانشگاه علوم پزشکی فسا

stu 95

اخبار و اطلاعیه ها

حضرت امام حسن عسکری (ع
امام حسن عسکری(ع ) در سال 232هجریدر مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنیلایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفریکه امام عسکری(ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .

دوران امامت 
به طور کلیدوران عمر 29ساله امام حسن عسکری(ع ) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگیآن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری(ع ) با قدرت ظاهریبنیعباس رو در رویبود . خلفاییکه به تقلید هارون در نشان دادن نیرویخود بلندپروازیهاییداشتند . امام حسن عسکری(ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتریدهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاریگراییده بودند . وقتیاز این غلامان جویایحال امام شدند ، می گفتند این زندانیروزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسیسخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسیبا همه غروریکه داشت وقتیبا حضرت عسکریملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسیرا مانند آن حضرت ندیده ام ، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است .پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برایحفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانیو ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری(ع ) یکینیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانیسپرده می شد که دشمن آل محمد (ص و جریانهایشیعی بودند ، تا بدین گونه بنیه مالینهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والیاوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت " . " نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برایآنان نبود ، کسانیچون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعریدر قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتیکه دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی ، این همه سختیرا تحمل می کرد ، و لحظه ایاز حراست ( و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد " . اینکه گفتیم : حضرت هادی(ع ) و حضرت امام حسن عسکری(ع ) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانیکه برایحل مشکلات زندگیمادیو دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی(ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند ، و جهت سیاسیو حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهایمذهبیبودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید .باری، امام حسن عسکری(ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولیدر مدت شش سال امامت و ریاست روحانیاسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهیو جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانیکه از راههایدور برایکسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جایگذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنیو نشر احکام الهیو مناظرات کلامیجنبش علمیخاصی را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی- که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته هایدیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگیچون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکریبود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندیفیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانیابونصر فارابیشاگرد مکتب ویبوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابیرا که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری (ع
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجرینوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزیبرایپدرم ( که وزیر معتمد عباسیبود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری- رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکیاز ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبیرا مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برایپدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولیگردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحیو یهودیدر آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضیالقضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمایمشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگیاز دار فانیبه سرایباقیرحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسیبود که معتصم عباسیو خلفایقبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادیکه به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکریفرزندیپاک گهر ملقب به مهدیآخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری(ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامیاثریبیابند و او را نابود سازند . به راستیداستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار می شد . حتیقابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پیجویی کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداریخواهد کرد تا مأموریت الهیخود را انجام دهد . باری، علت شهادت آن حضرت را سمیمی دانند که معتمد عباسیدر غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبایمسیحیو یهودیکه در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهاییکه توطئه قتل امام بزرگواریمانند امام حسن عسکری(ع ) در میان بود ، برایمعالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهایظاهریهدف دیگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سویصدایناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواریو تشییع جنازه آن حضرت شدند.