معاونت فرهنگی دانشجویی - دانشگاه علوم پزشکی فسا

stu 95

اخبار و اطلاعیه ها

بیماری پیامبر اکرم و روزهائی سخت برای مدینه

روز رحلت پیغمبر و قبل از آن، روزهاى بیمارى آن حضرت، روزهاى سختى براى مدینه بود؛ به‌ویژه با آن خصوصیاتى كه اندكى قبل از رحلت پیغمبر پیش آمد. پیغمبر به مسجد آمد و روى منبر نشست و فرمود: هر كس به گردن من حقّى دارد، آن حق را از من بگیرد. مردم شروع به گریه كردند و گفتند یا رسول‌اللَّه! ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! فرمود رسوایى پیش خدا سخت‌تر از رسوایى پیش شماست؛ اگر به گردن من حقّى دارید، اگر از من طلبى دارید، بیایید و بگیرید تا به روز قیامت نیفتد. ببینید چه اخلاقى! كیست كه دارد این حرف را مى‌زند؟ آن انسان والایى كه جبرئیل به مصاحبت با او افتخار مى‌كند؛ اما درعین‌حال با مردم شوخى نمى‌كند؛ جدّى مى‌گوید تا مبادا در جایى به وسیله‌ى او، ندانسته حقّى از كسى ضایع شده باشد. پیغمبر این مطلب را دو بار، سه بار تكرار كرد. البته در تاریخ ماجراهایى را آورده‌اند كه من خیلى نمى‌دانم كدامش و چقدرش دقیق است؛ اما آن مطلبى كه غالباً نقل كرده‌اند، این است كه یك نفر بلند شد و عرض كرد: یا رسول‌اللَّه! من به گردن تو حقّى دارم. تو یك وقت با ناقه از پهلوى من عبور مى‌كردى؛ من هم سوار بودم، تو هم سوار بودى. ناقه‌ى من نزدیك تو آمد و تو با عصا، هى كردى؛ ولى عصا به شكم من خورد و من این را از تو طلبكارم! پیغمبر پیرهنش را بالا زد و گفت همین حالا بیا قصاص كن؛ نگذار به قیامت بیفتد. مردم حیرت‌زده نگاه مى‌كردند و مى‌گفتند آیا این مرد واقعاً مى‌خواهد قصاص كند؟ آیا دلش خواهد آمد؟ دیدند پیغمبر كسى را فرستاد تا از خانه، همان چوبدستى را بیاورند. بعد فرمود: بیا بگیر و با همین چوب به شكم من بزن. آن مرد جلو آمد. مردم، همه مبهوت، متحیّر و شرمنده از این‌كه نكند این مرد بخواهد این كار را بكند؛ اما یك وقت دیدند او روى پاى پیغمبر افتاد و بنا كرد شكم پیغمبر را بوسیدن. گفت: یا رسول‌اللَّه! من با مسّ بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات مى‌دهم!

امام حسن (علیه السلام) و نحوه مقابله با معاویه

... نوبت امامت به امام حسن علیه‌السّلام رسید و در همان وضعیت بود كه آن حضرت نتوانست بیش از شش ماه دوام بیاورد. تنهاىِ‌تنهایش گذاشتند. امام حسن مجتبى علیه‌السّلام مى‌دانست كه اگر با همان عدّه‌ى معدودْ اصحاب و یارانِ خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقىِ زیادى كه بر خواص جامعه‌ى اسلامى حاكم بود، نخواهد گذاشت كه دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگیهاى معاویه، همه را تصرّف خواهد كرد و بعد از گذشت یكى دو سال، مردم خواهند گفت «امام حسن علیه‌السّلام بیهوده در مقابل معاویه قد علم كرد.» لذا، با همه‌ى سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا مى‌دانست خونش هدر خواهد شد.

گاهى شهید شدنْ آسان‌تر از زنده ماندن است! حقّاً كه چنین است! این نكته را اهل معنا و حكمت و دقّت، خوب درك مى‌كنند. گاهى زنده ماندن و زیستن و تلاش كردن در یك محیط، به مراتب مشكلتر از كشته شدن و شهید شدن و به لقاى خدا پیوستن است. امام حسن علیه‌السّلام این مشكل را انتخاب كرد.

وضع آن زمان چنین بوده است. خواصْ تسلیم بودند و حاضر نمى‌شدند حركتى كنند.